فيروز ميرزا فرمانفرما
77
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
دويست ذرع عرض داشت ، صاف و هموار و خاكش ماسه است ، اين طرف و آن طرف مسيل درختهاى كهن بسيار خوشوضع مثل كنار درياى مازندران و درختهاى ابريشم به همان اندازهى درختها بالا رفته و چتر زده ، از اين درختها يك جور درختى است كه بيد گرمسيرى مىگفتند امّا نمىفهميدند . سه جور درخت گز در اين جنگل ديدم ، يك جور قرمز رنگ مثل گزهاى جاجرود ، يك جور ديگر هم باز همان جورها است گل قرمز قشنگى داشت ، يك جور ديگر هم گز است ولى بسيار كهن و قوى نيم ذرع كه شاخهى آن بالا مىآيد شاخههاى ديگر از او مىرويد و پهن مىشود نزديك زمين و برگهاى او مثل كاج است و خاكسترى رنگ . اكثر آنها كه خوب روئيده و پريشان نشده بيست ذرع در بيست ذرع بلكه متجاوز ، مثل يك برجى كه مدوّر باشد ، از شش ذرع الى ده ذرع بالا رفته و مىرود و اين برگها كه خاكسترى رنگ است طرز مخصوص بهنظر مىآمد ، از نزديكى زمين پهن شده ده دوازده ذرع بالا مىرود بسيار تماشا داشت . اگر اين درخت بوستانى شود و در سرحدات هم عمل بيايد خيلى چيز تحفهاى مىباشد ، و ساقههاى بسيار كلفت دارد كه از هركدام كه قوى است البته ده خروار متجاوز هيمه عمل مىآيد . ورود به كوچه گردان همين قسم با همين جنگل وقت ظهر وارد كوچه گردان گرديد ، توپخانه و سربازخانه و همهى اردو الحمد اللّه تماما با كمال دماغچاقى و سلامتى رسيده بودند . و رودخانهاى در اين كوچه گردان جارى بود كه بهقدر ده سنگ آب داشت ، آب اين رودخانه شيرين و گوارا است ولى گلآلود . چادرها را در لب اين رودخانه زده همهى اردو سراسر رودخانه افتاده بودند كه رودخانه از جلوى آنها مىگذشت و جنگل انبوه در دو طرف رودخانه است . خاكش بالتمام ماسه است بهعينه مثل صلاح الدين كلاى مازندران كه كنار دريا بود بهنظر مىآيد ، بسيار صفا و تماشا داشت . بعد از ورود ،